غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۵۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ

شبی به روز نکردیم زیر پای چراغ

۱

به ناامیدی من رحم کن که می سوزد

طبیب بر سر بالین من به جای چراغ

۲

همیشه زیر سیاهی است داغ روزن من

درآن حریم که تاریک نیست پای چراغ

۳

بس است معذرت کشتنم پشیمانی

که آه سرد نسیم است خونبهای چراغ

۴

اگر چه ریخت ز هم تاروپود فانوسم

به گردش است همان درسرم هوای چراغ

۵

اگر ستاره به خورشید می رسد صائب

کجا رسد به رخ آتشین صفای چراغ ؟

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: چراغقافیه: ـای۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«چراغ» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. چراغچراغ
  2. سوزدچراغ
  3. منچراغ
  4. پشیمانیچراغ
  5. فانوسمچراغ
  6. صائبچراغ

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.