فتنه روز جزا درته سردارد عشق
نمک شور قیامت به جگر دارد عشق
۱گرچه از ساغر توحید ز خودبی خبرست
ازضمیر دل هر ذره خبر دارد عشق
۲نه همین جاده را سر به بیابان داده است
همه اجزای جهان رابه سفر دارد عشق
۳عشق، خورشید و جهان شبنم بی بنیاد است
از صف آرایی شبنم چه خطر دارد عشق؟
۴نیست چون برق تجلی که سرازطور کشد
چون شرر در دل هر سنگ مقر دارد عشق
۵نیست چون خضر گرانجان که خورد تنها آب
آب حیوان مروت به جگر دارد عشق
۶عقل را دل به سر بیضه گردون لرزد
چند ازین بیضه فزون درته پر دارد عشق
۷سر من چون سر خورشید به بالین نرسید
با من خسته بپرسید چه سر دارد عشق
۸چشم شبنم چه به خورشید جهانتاب کند؟
چه غم ازمردم کوتاه نظر دارد عشق؟
۹صائب ازدل خبر عشق هنرمند بپرس
عقل کج فهم چه داند چه هنر دارد عشق
۱۰