از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ
دیوانه وار پیرهن گل درید رنگ
۱تا روی آتشین تو درباغ جلوه کرد
از روی گل چو قطره شبنم چکید رنگ
۲تا چهره لطیف تو گلگل شد از شراب
در تنگنای غنچه ز خجلت خزید رنگ
۳شد تا رخ همیشه بهار تو بی نقاب
پیوند خود ز چهره گلها برید رنگ
۴در جام لاله و قدح گل غریب بود
در دور عارض توبه مصرف رسید رنگ
۵بال و پر رمیدن رنگ است موج آب
در لعل آبدار تو چون آرمیده رنگ
۶باشد به زیر تیغ زآسیب چشم زخم
بر رخت هرکه پنجه خونین کشید رنگ
۷پای حنا گرفته ز رفتار عاجز ست
هرگز به گرد بو نتواند رسید رنگ
۸بال و پر همند حریفان سست عهد
بو می رود به باد چو از گل پرید رنگ
۹امید باز گشت گل بی بصیرتی است
آن را کز آفتاب قیامت پرید رنگ
۱۰شد روی آسمان شفقی از سرشک من
از باده شیشه را به رگ و پی دوید رنگ
۱۱آلوده کی شود به علایق روان پاک
کز زخم تیغ تیز برآید سفید رنگ
۱۲صائب شکسته باش که این شوخ دیدگان
بر روی هیچ کس نتوانند دید رنگ
۱۳