غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۷۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم

سایه در زیر پا افتاده می آید به چشم

۱

پرده جوهر بود آیینه های صیقلی

با وجود خط عذارش ساده می آید به چشم

۲

در سر کوی تو خورشید از شفق هر صبح و شام

بسمل در خاک و خون افتاده می آید به چشم

۳

دیده ای کز اشک خون آلود مالامال نیست

چون نگین دان نگین افتاده می آید به چشم

۴

دارد از بی حاصلی در باطن خود صد گره

سرو در ظاهر اگر آزاده می آید به چشم

۵

دیده هر کس که حیوان نیست در بحر وجود

کشتی از دست لنگر داده می آید به چشم

۶

گرم جولانتر بود از سایه بال هما

دولت دنیا اگر استاده می آید به چشم

۷

باده خون دل بود در دیده غم دیدگان

بیغمان را خون دل چون باده می آید به چشم

۸

بس که گردون سیه دل تلخ رو افتاده است

صبح خندانش در نگشاده می آید به چشم

۹

عزم صادق بی نیازست از دلیل ورهنما

سیل را در قطع ره کی جاده می آید به چشم

۱۰

هرکه را صائب بلند افتاده جولان خیال

آسمان در پیش پا افتاده می آید به چشم

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می آید به چشمقافیه: ـاده۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. چشمچشم
  2. صیقلیچشم
  3. شامچشم
  4. نیستچشم
  5. گرهچشم
  6. وجودچشم
  7. هماچشم
  8. دیدگانچشم
  9. استچشم
  10. ورهنماچشم
  11. خیالچشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.