غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را

که زر و سنگ تفاوت نکند میزان را

۱

کار موقوف به وقت است که چون وقت رسید

خوابی از بند رهانید مه کنعان را

۲

اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان

که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟

۳

به که ارباب شفاعت به سر خویش زنند

نکهت منت اگر هست گل احسان را

۴

گر شود دولت بیدار مساعد روزی

صائب آن نیست فراموش کند یاران را

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. رسیدرا
  3. میانرا
  4. زنندرا
  5. روزیرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.