غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

مژه مانع نشود اشک سبک جولان را

دامن بحر به فرمان نبود مرجان را

۱

سرکشی لازم حسن است در ایام وصال

کعبه در موسم حج جمع کند دامان را

۲

رخنه برق، هم از ابر به هم می آید

گریه هموار کند زخم لب خندان را

۳

چین به پیشانی چون آینه خویش مزن

تنگ بر طوطی خوش حرف مکن میدان را

۴

آنچه بر روی من از سکه سیلی رفته است

به زر قلب، بدل چون نکنم اخوان را؟

۵

میزبانی که بدآموز تکلف باشد

می کند زود گران بر دل خود مهمان را

۶

حکمت خشک اگر راهنما می گردید

غوطه در بحر نمی داد فلک یونان را

۷

می کشد بیش ستم هر که به ایمان علم است

که به سبابه رسد زخم فزون دندان را

۸

طشتش از بام محال است نیفتد صائب

هر که بر خاک چو خورشید کشد دامان را

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: راقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. وصالرا
  3. آیدرا
  4. مزنرا
  5. استرا
  6. باشدرا
  7. گردیدرا
  8. استرا
  9. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.