غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۱۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عالم بیخبری بود بهشت آبادم

تا به هوش آمدم از عرش به فرش افتادم

۱

عشق بر باد اگر داد باکی نیست

می کشد جانب خود باز چو کاغذ بادم

۲

نیستم از کشش موجه رحمت نومید

گرچه از قلزم رحمت به کار افتادم

۳

موجه ریگ روانم که به هر جنبش باد

می زند غوطه به دریای عدم بنیادم

۴

منم آن طفل بدآموز شکر خواب عدم

که شب اول گورست شب میلادم

۵

گره از غنچه پیکان نگشاید به نسیم

نتوان کرد به افسون طرب دلشادم

۶

از دم تیغ که هر دم به سرم می بارد

می توان یافت که سهو القلم ایجادم

۷

عزت عشق جهانسوز بود عزت من

گرچه خاکسترم، از آتش سوزان زادم

۸

گوشمال عبثی می دهد استاد مرا

سبقی نیست محبت که رود از یادم

۹

اختیاری نبود نقش بد و نیک مرا

کعبتینم که گرفتار کف نرادم

۱۰

از گرفتاری من هست اگر عار ترا

می توان کرد به یک چین جبین آزادم

۱۱

چه عجب صائب اگر شد سخن من یکدست

من که از فکر متین چون قلم فولادم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـادم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. آبادمافتادم
  2. نیستبادم
  3. نومیدافتادم
  4. بادبنیادم
  5. عدممیلادم
  6. نسیمدلشادم
  7. باردایجادم
  8. منزادم
  9. مرایادم
  10. مرانرادم
  11. تراآزادم
  12. یکدستفولادم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.