غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۱۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رفت آن روز که دامان بهار از دستم

رفت چون برگ خزان دیده قرار از دستم

۱

گرچه چون موج ز دریا به کنار افتادم

لله الحمد نرفته است کنار از دستم

۲

به سبکدستی من نیست کس از جانبازان

می جهد خرده جان همچو شرار از دستم

۳

می برد دست و دل از کار غزالش، ترسم

که به یکبار رود دام و شکار از دستم

۴

از رگ ابر قلم بس که فشاندم گوهر

چون صدف شد دل بحر آبله دار از دستم

۵

خون ناحق شوم آنجا که فتد بر سر، کار

رفته هر چند که گیرایی کار از دستم

۶

توتیا می شود آیینه ز جان سختی من

سنگ بر سینه زند آینه دار از دستم

۷

تا بر آن چاک گریبان نظر افتاد مرا

رفت سر رشته آرام و قرار از دستم

۸

صائب از زخم ندامت جگرم شد صد چاک

سینه موری اگر گشت فگار از دستم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: از دستمقافیه: ـار۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دستمدستم
  2. افتادمدستم
  3. جانبازاندستم
  4. ترسمدستم
  5. گوهردستم
  6. کاردستم
  7. مندستم
  8. مرادستم
  9. چاکدستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.