گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
تا جبین هوس خود به زمین می مالم
۱با لب تازه خطش چند سیاهی بزند
چهره آب خضر را به زمین می مالم
۲روی بر پای تو می مالم و می مالم چشم
کاین منم بر کف پای تو جبین می مالم
۳منم آن جور وطن دیده که از ذوق سفر
رو به دیوار و در خانه زین می مالم
۴بال بر هم زدنم در قفس از شادی نیست
دست بردست ز افسوس چنین می مالم
۵روزگاری است که مشاطه فکرم صائب
رنگ بر چهره معنی نمکین می مالم
۶