گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما
سبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما
۱روز تعطیل به عرفانکده مشرب نیست
صبح شنبه خجل است از شب آدینه ما
۲همچو خورشید بود بر همه عالم روشن
که می کهنه بود همدم دیرینه ما
۳صرفه از ما نبرد خصم به روبه بازی
ناخن شیر دماند ز جگر کینه ما
۴صائب از فیض هواداری آن زلف سیاه
نافه مشک بود خرقه پشمینه ما
۵