چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم
به که پیمانه خود از سر منصور کنیم
۱ما که از پرتو مهتاب نظر می بازیم
به چه طاقت هوس انجمن طور کنیم
۲ما چو نرگس به تن خویش نظر باخته ایم
به چه رو چشم به رخساره منظور کنیم
۳نمکی نیست درین عالم پرشور، مگر
از نمکدان قیامت دهنی شور کنیم
۴بروی ای برق سبکسیر که در خرمن ما
دانه ای نیست که قفل دهن مور کنیم
۵عارفان غوره خود را می گلگون کردند
ما بر آنیم که صهبای خود انگور کنیم
۶جاده روشن شمشیر بود دست بدست
صائب از مرگ چرا منزل خود دور کنیم
۷