نوبهارست بیا روی به میخانه کنیم
مغز را از می گلرنگ پریخانه کنیم
۱بوسه را گرد لب جام به دور اندازیم
جگر سوخته خال لب پیمانه کنیم
۲شیوه خانه بدوشی به سبو بگذاریم
پای محکم چو خم باده به میخانه کنیم
۳قصر گردون پی آسایش ما ساخته اند
چند در زیر زمین مور صفت خانه کنیم
۴خانه پست نفس را به گلو می شکند
به چه دل زیر فلک نعره مستانه کنیم
۵ادب شمع به بال و پر ما مقراض است
ما نه آنیم که اندیشه ز پروانه کنیم
۶بحر ته جرعه بر خاک ره افشانده ماست
ما به این ظرف چه با شیشه و پیمانه کنیم
۷تاک در معذرت مستی ما می گرید
چه ضرورست که ما گریه مستانه کنیم
۸صائب آن دست که پیمانه گران بود بر او
ما چسان مزرعه سبحه صد دانه کنیم
۹