غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم

اگر به کعبه رود روی برقفاست دلم

۱

خبر ز سایه خود نیست صید وحشی را

من رمیده چه دانم که در کجاست دلم

۲

چه نسبت است به آیینه اشتیاق مرا

که آب گشت و همان تشنه لقاست دلم

۳

به خشم و ناز مرا ناامید نتوان کرد

به شیوه های غریب تو آشناست دلم

۴

به من کشاکش گردون چه می تواند کرد

که در حمایت آن طره دوتاست دلم

۵

نگاه حسرت من ترجمان مطلبهاست

اگر خموش از اظهار مدعاست دلم

۶

به حسن شوخ ندانم چه نسبت است مرا

که هیچ جا نه و در صد هزار جاست دلم

۷

برهنه را نتواند برهنه کرد کسی

چه نعمتی است که بی برگ و بی نواست دلم

۸

مرا ز نعمت الوان حسن سیری نیست

گرسنه چشم تر از کاسه گداست دلم

۹

میی چون خون شهیدان به من کرامت کن

که از خمار چو صحرای کربلاست دلم

۱۰

ز مشت خار و خسم دود بر نمی خیزد

ز بس که واله آن آتشین لقاست دلم

۱۱

ز انقلاب جهان نیستم غمین صائب

که در بلندی و پستی به یک هواست دلم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دلمقافیه: ـاست۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دلمدلم
  2. رادلم
  3. مرادلم
  4. کرددلم
  5. کرددلم
  6. مطلبهاستدلم
  7. مرادلم
  8. کسیدلم
  9. نیستدلم
  10. کندلم
  11. خیزددلم
  12. صائبدلم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.