ستاره سوخته آتشین عذارانم
چو داغ لاله سیه روز نوبهارانم
۱به پاک چشمی من شبنمی ندارد باغ
ز دست هم بربایند گلعذارانم
۲ز مشت خار و خس من سفر نمی آید
مگر به بحر برد سیل نوبهارانم
۳مرا به حلقه اطفال رهنما گردید
که شیشه بارم و مشتاق سنگبارانم
۴ربوده است ز من اختیار، جذبه بحر
عنان گسسته تر از رشته های بارانم
۵چو داغ لاله به خون گرچه روی خود شستم
درین حدیقه هنوز از سیاهکارانم
۶هزار مرحله دارم به آن رمیده غزال
اگرچه قافله سالار بیقرارانم
۷اگرچه تخته مشتی حوادث فلکم
گشاده روی تر از شام روزه دارانم
۸بشوی دست ز تعمیر من که چون مجنون
خراب کرده جولان نی سوارانم
۹چو از هزار یکی ناله ام به گل نرسد
ازین چه سود که سر حلقه هزارانم
۱۰همان که داده غمم غمگسار خواهد شد
اگر به غم بگذراند غمگسارانم
۱۱به گرد من نرسد سیل خوش عنان صائب
که من گداخته آتشین عذارانم
۱۲