غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۵۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم

چو صبح زندگی خویش را دوباره کنم

۱

مرا به سوی تو بال و پر دگر گردد

ز اشتیاق تو هر جامه ای که پاره کنم

۲

مرا نگاه تو کرده است آنچنان وحشی

که از خیال تو دلهای شب کناره کنم

۳

به اشک تلخ بشویم ز چشم انجم خواب

به آه گرم رخ ماه پرستاره کنم

۴

مرا که نیست بجا دست و دل، چه افتاده است

گره به کار خود افزون ز استخاره کنم

۵

نماند در نظر از جوش اشک جای نگاه

مگر ز رخنه دل یار را نظاره کنم

۶

اگر به قطره فتد راه دقت نظرم

تهیه سفر بحر بیکناره کنم

۷

من آن لطیف مزاجم که گربه سایه تاک

فتد گذار مرا، مستی گذاره کنم

۸

درین محیط اگر تخته ای به دست افتد

غلط ز طفل مزاجی به گاهواره کنم

۹

تمام عمر دل خویش می خورم صائب

که یار را به چه افسون شرابخواره کنم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنمقافیه: ـاره۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. گرددکنم
  3. وحشیکنم
  4. خوابکنم
  5. استکنم
  6. نگاهکنم
  7. نظرمکنم
  8. تاککنم
  9. افتدکنم
  10. صائبکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.