چو عکس چهره خود در پیاله می بینم
خزان در آینه برگ لاله می بینم
۱چرا به دست طبیبان دهم گریبان را
علاج خود ز شراب دو ساله می بینم
۲بیاض گردن میناست صبح صادق من
هلال عید ز موج پیاله می بینم
۳مرا ز سیر چمن غم، ترا نشاط رسد
تو خنده گل و من داغ لاله می بینم
۴گذشته است هلال رکابم از خورشید
من از فلک زدگی سوی هاله می بینم
۵درین چمن به چه امید تن زنم صائب
گشاد کار خود از آه و ناله می بینم
۶