عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
به هر طرف که قضا می کشد شتابانیم
۱نمی شود که در آغوش ما نیایی تنگ
تو شبنم گل و ما آفتاب تابانیم
۲نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را
نهال بادیه و سبزه بیابانیم
۳به کوی عشق ز نقش قدم فتاده تریم
و گرنه در گذر خود ، فلک خیابانیم
۴ز برگریز خزان پای ما نمی لغزد
که در ثبات قدم سرو این خیابانیم
۵ازان ز ما همه عالم حساب می گیرند
که در قلمرو انصاف، خود حسابانیم
۶تو در حریم سویدا و ما سیه کاران
چو گردباد سراسر رو بیابانیم
۷به هر مقام که جمعیت است رحمت نیست
ازان چو سیل به بحر عدم شتابانیم
۸جواب آن غزل جامی است این صائب
که ما ز ساغر غفلت تنک شرابانیم
۹