ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
به هیچ و پوچ دل خویش چند آب کنیم؟
۱نظر چگونه به روی تو بی حجاب کنیم؟
که ما حجاب ز نظاره نقاب کنیم
۲بود ز روز قیامت حیات ما افزون
ز عمر اگر شب هجر ترا حساب کنیم
۳چو نیست یک دو نفس بیش عمر شبنم ما
همان به است که در کار آفتاب کنیم
۴به ما دل کسی از دوستان نمی سوزد
مگر به آه دل خویش را کباب کنیم
۵به تشنه چشمی ما رحم نیست خوبان را
ز آفتاب مگر دیده ای پر آب کنیم
۶کنیم داغ ترا چون به مرهم آلوده؟
به گل چگونه نهان قرص آفتاب کنیم؟
۷چو نیست بهره ز خورشید طلعتان ما را
خنک دلی ز تماشای آفتا کنیم
۸ز چشم شور همان در شکنجه می کوشند
گر به خون جگر صلح از شراب کنیم
۹ز شور عشق دل خویش چون سبک سازیم؟
نمک جدا به چه تدبیر ازین کباب کنیم؟
۱۰گناه ما چو فزون است از حساب و شمار
چه لازم است که اندیشه از حساب کنیم؟
۱۱نظاره رخ او نیست حد ما صائب
مگر ز دور تماشای آن نقاب کنیم
۱۲