جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم
ز کار چرخ گره غنچه وار بگشاییم
۱ز برق آه بسوزیم مهر و ماهش را
گره ز رشته لیل و نهار بگشاییم
۲چنین که تنگ گرفته است روزگار به ما
امید نیست درین روزگار بگشاییم
۳گل از جدایی ما می کند گریبان چاک
چه لازم است گریبان به خار بگشاییم
۴متاع ما سخن و خلق پنبه در گوشند
درین قلمرو و غفلت چه بار بگشاییم؟
۵فلک ز کاهکشان تنگ بسته است کمر
چگونه ما کمر کارزار بگشاییم؟
۶به زور بازوی اقبال کار پیش نرفت
مگر به قوت دل این حصار بگشاییم
۷چنین که مست غرورند عالمی صائب
سرفسانه شیرین چه کار بگشاییم؟
۸