فکنده ایم به امروز کار فردا را
ازین حیات چه آسودگی بود ما را؟
۱نگاه دار سر رشته تا نگه دارند
که می زنند به سوزن لب مسیحا را
۲به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست
نبسته است کسی شاهراه دلها را
۳اگر ز ابروی همت اشارتی باشد
تهی کنیم به جام حباب دریا را
۴خدا سزا دهد این اشک گرم را صائب
که شست از نظرم سرمه تماشا را
۵