کجا نظر به گل و یاسمن بود ما را؟
که خارخار، گل پیرهن بود ما را
۱به ماه مصر ز یک پیرهن مضایقه کرد
چه چشمداشت دگر از وطن بود ما را
۲به خون نشست عقیق از فروغ عاریتی
چه دلخوشی ز سهیل یمن بود ما را؟
۳ببین چه ساده دل افتاده ایم با این بخت
که چشم آب ز چاه ذقن بود ما را
۴ز نوبهار قناعت به داغ حسرت کرد
حسد به لاله خونین کفن بود ما را
۵به هر لباس که خواهیم جلوه گر گردیم
نه ایم سرو که یک پیرهن بود ما را
۶چرا کنیم تنزل به آسمان صائب؟
چنین که خامه، سوار سخن بود ما را
۷