غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نداد عشق گریبان به دست کس ما را

گرفت این می پر زور، چون عسس ما را

۱

اگر چه سگ به مرس می کشند صیادان

کشیده است سگ نفس در مرس ما را

۲

تمام روز ازان همچو شمع، خاموشیم

که خرج آه سحر می شود نفس ما را

۳

فغان که منزل دور و دراز وادی عشق

نکرد دل تهی از ناله چون جرس ما را

۴

خراب حالی ما لشکری نمی خواهد

بس است آمدن و رفتن نفس ما را

۵

ترا که پای گلی هست، می به ساغر کن

که زهد خشک کشیده است در قفس ما را

۶

به گرد خاطر ما آرزو نمی گردید

لب تو ریخت به دل رنگ صد هوس ما را

۷

اگر چه در قفس افتاده ایم از گلزار

ز گل نمی گسلد رشته نفس ما را

۸

شکسته بال و پرانیم، جای آن دارد

که باغبان کند از چوب گل قفس ما را

۹

غریب گشت چنان فکرهای ما صائب

که نیست چشم به تحسین هیچ کس ما را

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ما راقافیه: ـس۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. صیادانرا
  3. خاموشیمرا
  4. عشقرا
  5. خواهدرا
  6. کنرا
  7. گردیدرا
  8. گلزاررا
  9. داردرا
  10. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.