از آه دام موج به دریا فکنده ایم
از اشک تخم لاله به صحرا فکنده ایم
۱یک روز با حباب به کشتی نشسته ایم
همراه موج سلسله بر پا فکنده ایم
۲بر چهره ای که آب شود از نگاه گرم
غفلت نگر که طرح تماشا فکنده ایم
۳ما انتظار شور قیامت نمی کشیم
سنگی به شیشه خانه دلها فکنده ایم
۴کی به شود به مرهم زنگار آسمان؟
زخمی که ما به دل ز تمنا فکنده ایم
۵توفیق از رفاقت ما دست شسته است
امروز را،ز بس که به فردا فکنده ایم
۶رنگ شکسته کم ز زبان شکسته نیست
ما عرض حال خویش به سیما فکنده ایم
۷امروز ریشه گل بی خار گشته است
خاری که ما به چشم تماشا فکنده ایم
۸صائب به دولت دو جهانی رسیده است
ما چون همای سایه به هر جا فکنده ایم
۹