تا سر به گریبان تماشا نکشیدیم
در دامن فردوس برین وا نکشیدیم
۱در دیده ما دام تماشای دو عالم
زان است که گردن به تماشا نکشیدیم
۲مردی نبود خاطر اطفال شکستن
ما رخت ز معموره به صحرا نکشیدیم
۳در غورگی از سلسله تاک بریدیم
خود را به پریخانه مینا نکشیدیم
۴چون شبنم گل چشم چراندیم و گذشتیم
یک چاشت درین سبز چمن وا نکشیدیم
۵آسوده نگشتیم ز وسواس مداوا
تا دست خود از دست مسیحا نکشیدیم
۶شیرین سخنان را نگرفتیم سر گوش
تا همچو گهر تلخی دریا نکشیدیم
۷در دامن ما صد گل بی خار فرو ریخت
آن خار که از آبله پا نکشیدیم
۸صائب نکشیدند ز ما دست حریفان
تا دست ز معشوقه دنیا نکشیدیم
۹