اگر به بندگی ارشاد می کنیم ترا
اشاره ای است که آزاد می کنیم ترا
۱تو با شکستگی پا قدم به راه گذار
که ما به جاذبه امداد می کنیم ترا
۲به دامنی که درین راه بر کمر بندی
غنی ز راحله و زاد می کنیم ترا
۳بشو به خون ز دل اندیشه رهایی را
که گر عدم شوی، ایجاد می کنیم ترا
۴درین محیط، چو قصر حباب اگر صد بار
خراب می شوی، آباد می کنیم ترا
۵به تیغ غمزه دلت را کنیم اگر صد چاک
به زلف، شانه شمشاد می کنیم ترا
۶ترا به جنت دربسته می شویم دلیل
اگر به خامشی ارشاد می کنیم ترا
۷ز شکر و شکوه مزن دم تو چون تنک ظرفان
اگر غمین و اگر شاد می کنیم ترا
۸ز مرگ تلخ به ما بدگمان مشو زنهار
که از طلسم غم آزاد می کنیم ترا
۹فرامشی ز فراموشی تو می خیزد
اگر تو یاد کنی، یاد می کنیم ترا
۱۰اگر تو چشم بپوشی ز شاهدان مجاز
غنی ز حسن خداداد می کنیم ترا
۱۱اگر ز کوه غم ما گران نسازی روی
ز خرمی فرح آباد می کنیم ترا
۱۲چو ماهیان مشو از یاد کرد ما غافل
وگرنه روزی صیاد می کنیم ترا
۱۳اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی
بهار عالم ایجاد می کنیم ترا
۱۴نوازشی است زبان را، نه از فراموشی است
اگر گهی به زبان یاد می کنیم ترا
۱۵ندیده ایم به این لطف آدمی، چه عجب
اگر غلط به پریزاد می کنیم ترا
۱۶مساز رو ترش از گوشمال ما صائب
که ما به تربیت استاد می کنیم ترا
۱۷