کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
دل منه بر دولت ناپایدار این جهان
۱با گرفتن گرچه دارد جنگ استغنای فقر
گوشه ای گیر از محیط بی کنار این جهان
۲برگ و بار او کف افسوس و بار دل بود
دل منه چون غافلان بر برگ و بار این جهان
۳پیش چشم شبنم روشن گهر یک کاسه است
چون گل رعنا خزان و نوبهار این جهان
۴رشته اشک ندامت، مد آه حسرت است
پیش چشم مو شکافان پود و تار این جهان
۵تا نگیرد دامنت را خون چندین بی گناه
سرسری بگذر چو باد از لاله زار این جهان
۶خنده برقی است کز ابر سیه ظاهر شود
شادی پا در رکاب نوبهار این جهان
۷پرتو خورشید را در دام روزن می کشد
هر که صائب دل نهد بر اعتبار این جهان
۸