غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز درد و داغ چه پرواست دردپرور را؟

که آب زندگی آتش بود سمندر را

۱

می شبانه به کیفیت صبوحی نیست

چه نسبت است به عنبر، بهار عنبر را؟

۲

به خاکمال حوادث صبور باش که نیست

به از غبار یتیمی لباس، گوهر را

۳

بر آن گشاده جبین است آب تلخ حلال

که نقل باده کند چشم شور اختر را

۴

به حسن خلق توان رستن از گرانجانی

ز بوی عود سبکروح ساز مجمر را

۵

به گلشنی که نهال تو جلوه گر گردد

به سینه مشت شود بار دل صنوبر را

۶

مجو ز عمر مقدر فزون که این خواهش

سیاه کرد جهان در نظر سکندر را

۷

هما ز مردم آزاده راست می گذرد

سر بریده نیاید به کار، افسر را

۸

برون خرام که از انتظار جلوه تو

نفس گره شده در سینه صبح محشر را

۹

چو مو سفید شود، دست از خضاب بشوی

نهان مکن به شب تیره، صبح انور را؟

۱۰

صفای موی سفید از سیاه کمتر نیست

چه نسبت است به عنبر، بهار عنبر را؟

۱۱

مگر حلاوت ازان لعل شکرین دزدید؟

که نی شکست به ناخن، زمانه شکر را

۱۲

ز بخت تیره دل خویش می خورم صائب

حیات اگر چه ز خاکسترست اخگر را

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـر۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نیسترا
  3. نیسترا
  4. حلالرا
  5. گرانجانیرا
  6. گرددرا
  7. خواهشرا
  8. گذردرا
  9. تورا
  10. بشویرا
  11. نیسترا
  12. دزدیدرا
  13. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.