بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن
بر گرانجانان بود مشکل ز جا برخاستن
۱سرفرازی می فزاید آتش سوزنده را
پیش پای هر خس و خاری بپا برخاستن
۲خوشنماتر در نگین دان از نشست گوهرست
از بزرگان گران تمکین ز جا برخاستن
۳حیرت رخسار آتشناک آن جان جهان
برد از یاد سپند من ز جا برخاستن
۴می رساند یک نفس بنیاد هستی را به آب
چون حباب از جا به امداد هوا برخاستن
۵می شود با خاک یکسان از طمع نفس خسیس
از سر راه است مشکل بر گدا برخاستن
۶جذبه ای عشق در کار من افتاده کن
کز سر دنیا شود آسان مرا برخاستن
۷برندارد عفو اگر از دوش ما بار گناه
سخت دشوارست در محشر ز جا برخاستن
۸سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد
با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن
۹