پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن
با کمال قرب خود را دور باید داشتن
۱سر نباید تافتن از گفتگوی حق به تیغ
پاس حرف خویش چون منصور باید داشتن
۲چشم شور از نعمت فردوس لذت می برد
درد و داغ عشق را مستور باید داشتن
۳گریه کردن پیش بی دردان ندارد حاصلی
تخم را پاس از زمین شور باید داشتن
۴تا به شیرینی سرآید روزگار زندگی
نفس را قانع به تلخ و شور باید داشتن
۵برنمی آید دل نازک به استیلای عشق
شیشه را پاس از می پر زور باید داشتن
۶در چنین عهدی که از روشندلان آثار نیست
در بغل آیینه را مستور باید داشتن
۷از فروغ هر شراری سوختن دون همتی است
شرمی از روی چراغ طور باید داشتن
۸چشم او در روزگار خط قیامت می کند
در بهاران مست را معذور باید داشتن
۹گر بود روی زمین در حلقه فرمان تو
چون سلیمان دست پیش مور باید داشتن
۱۰شمع اگر صائب صلای گرد سرگشتن دهد
خاطر پروانه را منظور باید داشتن
۱۱