غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن

این جراحت را به شمشیر زبان افزون مکن

۱

تلخی ایام را بر خود گوارا کن به صبر

تا ز می پر توان کرد این قدح پر خون مکن

۲

دست افسوس است بار سرو موزون، زینهار

تا تو هم بی بر نگردی مصرعی موزون مکن

۳

صبح پیری نیست چون شام جوانی پرده پوش

آنچه ممکن بود کردی پیش ازین، اکنون مکن

۴

از شکست خصم خوشحالی، ندامت بردهد

زینهار این ریزه الماس در معجون مکن

۵

می نشیند زود در گل کشتی سنگین رکاب

تکیه بر سیم و زر بسیار چون قارون مکن

۶

تاج دریای گهر شد از سبکروحی حباب

چون ز خود گشتی تهی اندیشه از جیحون مکن

۷

زردرو از برگریزان ندامت می شوی

روی خود را از شراب بی غمی گلگون مکن

۸

چاره بیماری دل را ز افلاطون مجوی

زین طبیب خام درد خویش را افزون مکن

۹

حسن شرم آلود لیلی دامن از خود می کشد

از غزالان گرد خود هنگامه چون مجنون مکن

۱۰

چون مسیحا پای همت بر سر گردون گذار

خویش را در خم حصاری همچو افلاطون مکن

۱۱

می شود سنگ ملامت در کف طفلان غریب

از سواد شهر صائب روی در هامون مکن

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مکنقافیه: ـون۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مکنمکن
  2. صبرمکن
  3. زینهارمکن
  4. پوشمکن
  5. بردهدمکن
  6. رکابمکن
  7. حبابمکن
  8. شویمکن
  9. مجویمکن
  10. کشدمکن
  11. گذارمکن
  12. غریبمکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.