غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چون دهد چشم ترم اشک به دامان بیرون

ز آستین بحر کند پنجه مرجان بیرون

۱

بر لب ساغر ازان بوسه سیراب زنند

که نیارد سخن از مجلس مستان بیرون

۲

هر کجا رفت همان چشم به دنبالش بود

سرمه زان روز که آمد ز صفاهان بیرون

۳

خاک غربت بود آیینه ارباب سخن

طوطی آن به که رود از شکرستان بیرون

۴

گل شرم است، که هر فصل بهاران آید

لاله افکنده سر از خاک شهیدان بیرون

۵

چشم زنجیر غریبانه چرا خون نگریست؟

یوسف آن روز که می رفت ز زندان بیرون

۶

(کاروان خط اگر بنده نوازی نکند

که دل ما کشد از چاه زنخدان بیرون؟)

۷

(به جز از من که تردد نکنم از پی رزق

نیست شیری که نیاید ز نیستان بیرون)

۸

به درشتی نتوان برد ز دل غم صائب

نتوان کرد ز دل خار به پیکان بیرون

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بیرونقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بیرون» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بیرونبیرون
  2. زنندبیرون
  3. بودبیرون
  4. سخنبیرون
  5. آیدبیرون
  6. نگریستبیرون
  7. نکندبیرون
  8. رزقبیرون
  9. صائببیرون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.