غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا که دست به خواب است وقت گل چیدن

چه دل گشایدم از گرد باغ گردیدن؟

۱

نظر ز روی تو خورشید برنمی دارد

اگر چه خوب تر از خود نمی توان دیدن

۲

دو شیوه است گل و نرگس ریاض بهشت

شنیدن و نشنیدن، ندیدن و دیدن

۳

بپوش چشم ز اوضاع روزگار که نیست

لباس عافیتی به ز چشم پوشیدن

۴

ریاض حسن ترا دورباش حاجت نیست

که دست می رود ازکار، وقت گل چیدن

۵

مخند هرزه که از عمر صبح روشن شد

که تیغ رشته عمرست هرزه خندیدن

۶

توان ز غره آغاز کارها صائب

به روشنایی دل، سلخ عاقبت دیدن

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیدن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چیدنگردیدن
  2. دارددیدن
  3. بهشتدیدن
  4. نیستپوشیدن
  5. نیستچیدن
  6. شدخندیدن
  7. صائبدیدن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.