خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن
۱جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار
که در بهشت حلال است باده نوشیدن
۲کنون که شیشه می مالک الرقاب شده است
ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن
۳دو نعمت است که بالاترین نعمتهاست
شراب خوردن و در پای یار غلطیدن
۴پیاله از کف ساقی به ناز می گیرم
درین بهار که دارد دماغ گل چیدن؟
۵به غیر عشق که هر روز سخت تر گردید
کدام کار که آسان نشد به ورزیدن؟
۶لباس شهرت شمع است جامه فانوس
به راز عشق محال است پرده پوشیدن
۷به اشک و آه اگر دسترس بود صائب
خوش است دامن شب را به دست پیچیدن
۸