غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به رنگ سرو درین باغ زندگانی کن

بریز بار ز خود، ترک شادمانی کن

۱

گرت هواست که در وصل آفتاب رسی

درین ریاض چو شبنم نظرچرانی کن

۲

مگر به میوه بی خار بارور گردی

شکوفه وار به هر خار زرفشانی کن

۳

حریف داغ عزیزان نمی شود جگرت

تلاش مرگ در ایام زندگانی کن

۴

خمار باده به اندازه نشاط بود

به قدر حوصله درد شادمانی کن

۵

ز خامشی دهن غنچه گلستان گردید

درین بساط سرانجام بی زبانی کن

۶

چو جان ز جسم تو بی اختیار خواهد رفت

به اختیار چو پروانه جانفشانی کن

۷

تو چون ز مصلحت خویش نیستی آگاه

ملایمت به بلاهای آسمانی کن

۸

مده ز دست ترازوی عدل را صائب

به هر که با تو گرانی کند، گرانی کن

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنقافیه: ـانی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. رسیکن
  3. گردیکن
  4. جگرتکن
  5. بودکن
  6. گردیدکن
  7. رفتکن
  8. آگاهکن
  9. صائبکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.