لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او
۱هر طرف صبح امیدی هست از چشم سفید
تا کجا طالع شود خورشید عالمتاب او
۲مطربی تردست می خواهم که چون آب روان
روز و شب باشد مسلسل نغمه سیراب او
۳با خرامش هر دو عالم مشت خاری بیش نیست
خار خشک ما چه باشد در ره سیلاب او
۴از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای
کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او
۵این که زهد زاهد افسرده بی کیفیت است
می توان دریافت از خمیازه محراب او
۶هر دلی کز حیرت دیدار، صائب آب شد
جلوه مهر خموشی می کند گرداب او
۷