من که در فردوس افتادم به نقد از یاد او
بی نیازم از تمنای بهشت آباد او
۱از سر کون و مکان آزاد برخیزد چو سرو
بر سر هر کس که افتد سایه شمشاد او
۲رتبه بیداد او بالاترست از التفات
وای بر آن کس که دارد شکوه از بیداد او
۳آدم مسکین به یک خامی که در فردوس کرد
چاک شد چون دانه گندم دل اولاد او
۴می تواند داد صائب آسمان را خاکمال
هر که را بر کوه باشد پشت از امداد او
۵