غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۹۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یارب آشفتگی زلف به دستارش ده

چشم بیمار بگیر و دل بیمارش ده

۱

تا به ما خسته دلان بهتر ازین پردازد

دلی از سنگ خدایا به پرستارش ده

۲

چاک چون صبح کن از عشق گریبانش را

سر چو خورشید به هر کوچه و بازارش ده

۳

از تهیدستی حیرت زدگان بی خبرست

دستش از کار ببر راه به گلزارش ده

۴

می برد سرکشی و ناز ز اندازه برون

همچو سرو از گره خاطر خود بارش ده

۵

سرمه خواب ازان چشم سیه مست بشو

شمع بالین ز دل و دیده بیدارش ده

۶

تا به خونابه کشان بهتر ازین پردازد

چندی از خون جگر ساغر سرشارش ده

۷

تا مگر باخبر از صورت حالم گردد

به کف آیینه ای از حیرت دیدارش ده

۸

آن بت سنگدل از پیچش ما بی خبرست

پیچ و تابی به رگ و ریشه چو زنارش ده

۹

نیست از سنگ دلم، ورنه دعا می کردم

کز نکویان به خود ای عشق سروکارش ده

۱۰

صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دهقافیه: ـارش۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دهده
  2. پردازدده
  3. راده
  4. خبرستده
  5. برونده
  6. بشوده
  7. پردازدده
  8. گرددده
  9. خبرستده
  10. کردمده
  11. گفتده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.