چه شبی بود که آن نرگس خواب آلوده
دست در گردنم انداخت شراب آلوده
۱نکند طالع نامرد اگر کوتاهی
می کشم پرده ازان روی حجاب آلوده
۲باش تا پیش لب آرند ترا دلسوزان
مکن آن دست نگارین به کباب آلوده
۳از شفق چرخ کهنسال به می می غلطد
من به می گر شدم ایام شباب آلوده
۴بوسه از تشنه لبی سینه گذارد بر خاک
تا شد از خط لب لعل تو تراب آلوده
۵زردرویی کشد از قلزم رحمت فردا
دامن هر که نگردد به شراب آلوده
۶مپسند ای فلک پیر که چون صبح، شود
از شفق موی سفیدم به شراب آلوده
۷هیزم خشک به آتش چه تواند کردن؟
هیچ زاهد نشود از می ناب آلوده
۸روز خود را نتوان کرد به نیرنگ سیاه
حیف باشد که شود موی خضاب آلوده
۹می بی آب بود آتش سوزان صائب
لطف خوب است که باشد به عتاب آلوده
۱۰