غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۰۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز رفتن تو ز جسم ضعیف جان رفته

همای از سر این مشت استخوان رفته

۱

دو دولت است که یکبار آرزو دارم

تو در کنار من و شرم از میان رفته

۲

به نوبهار چنان غره ای که پنداری

که خار در قدم موسم خزان رفته

۳

امید گوشه چشمم به دستگیری توست

که در رکاب تو از دست من عنان رفته

۴

کلاه گوشه دودم به عرش ساییده است

حدیث عشق تو هرگاه بر زبان رفته

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: رفتهقافیه: ـان۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«رفته» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رفتهرفته
  2. دارمرفته
  3. پنداریرفته
  4. توسترفته
  5. استرفته

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.