رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
دگر به هر که دلت می کشد پیاله بده
۱نمی دهی قدح بی شمار اگر ساقی
شمار قطره باران کن و پیاله بده!
۲حریف دور گران سیر نیستم ساقی
چو موج آب، مسلسل به من پیاله بده
۳به یاد هر چه خوری می، همان نشاط دهد
به ذوق نشأه طفلی می دو ساله بده
۴نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم
به باغ رو کن و تصحیح این رساله بده
۵نمک ز زهر خصومت جگر گدازترست
به هر که زهر به کارت کند نواله بده
۶بهار شد، چه بجا خشک مانده ای ای ابر؟
سزای شیشه تقوی به سنگ ژاله بده
۷نشست شعله آواز بلبلان صائب
برای خاطر گل ترک آه و ناله بده
۸