بی تأمل زینهار از نقطه دل نگذری
زین سواد اعظم اسرار غافل نگذری
۱تیر کج را از هدف دست تصرف کوته است
سخت خواب آلوده می تازی، ز منزل نگذری
۲با وجود تن پرستی ز اهل دل نتوان شدن
صاحب گوهر نگردی تا ز ساحل نگذری
۳سالها چون رشته پیچ و تاب اگر خواهی زدن
تا نگردی بی گره زین مهره گل نگذری
۴راه هفتاد و دو ملت می شود اینجا یکی
زینهار ای طالب حق از در دل نگذری
۵نوشها درج است در هر نیش این عبرت سرا
از سر خاری درین گلزار غافل نگذری
۶خط آزادی نگیری صائب از بی طاقتی
تا ز جان خود چو مرغ نیم بسمل نگذری
۷