غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی

دست رد بر هیچ مخلوقی منه گر واصلی

۱

گرد هستی در سفر دارد ترا چون گردباد

هر کجا این گرد بنشیند ز پا، در منزلی

۲

می گشاید عقده فولاد را آتش چو موم

عشق عالمسوز را یاد آر در هر مشکلی

۳

تا درین وحدت سرا خود را جدا دانی ز خلق

در حساب دفتر ایجاد فرد باطلی

۴

کشتیی را یک معلم بس بود بهر نجات

چرخ از پا درنیاید تا بود صاحبدلی

۵

بر گرانان مشکل است از بحر بیرون آمدن

ورنه خس از هر کف بی مغز دارد ساحلی

۶

سالها باید درین وادی ز خود وحشی شدن

تا به سر وقت تو آید همچو مجنون محملی

۷

باربرداری است بهر توشه فردای تو

مغتنم دان چون به درگاه تو آید سایلی

۸

گرچه با هر کس کنی نیکی، نمی بینی زیان

سعی کن زنهار پیدا کن زمین قابلی

۹

حفظ کن تا می توانی آبروی خویش را

گر ز کشت زندگی داری امید حاصلی

۱۰

هست در دنبال هم پست و بلند روزگار

سر به جای پا گذاری گرچه شمع محفلی

۱۱

بیشتر از طول خواهد بود عرض راه تو

این چنین کز مستی غفلت به هر سو مایلی

۱۲

نوبهار زندگی در خواب غفلت صرف شد

از مآل خویشتن صائب چه چندین غافلی؟

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـلی۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دلیواصلی
  2. گردبادمنزلی
  3. موممشکلی
  4. خلقباطلی
  5. نجاتصاحبدلی
  6. آمدنساحلی
  7. شدنمحملی
  8. توسایلی
  9. زیانقابلی
  10. راحاصلی
  11. روزگارمحفلی
  12. تومایلی
  13. شدغافلی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.