بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
با بی مروتان چه مروت کند کسی؟
۱گرداب را به گردش خود اختیار نیست
از گردش فلک چه شکایت کند، کسی؟
۲در ساحت جهان نبود غیر پای خم
یک گل زمین که خواب فراغت کند، کسی
۳آفاق را غبار کدورت گرفته است
کو گوشه ای که رفع کدورت کند، کسی؟
۴صبح وطن به دیده من کام اژدهاست
یارب مباد خوی به غربت کند، کسی
۵میزان غربت از زر و گوهر لبالب است
در پله وطن چه اقامت کند کسی؟
۶نمرود را ز پای درآورد پشه ای
بر دشمن ضعیف چه رحمت کند کسی؟
۷عمر شرار چشم ز هم بازکردنی است
با این حیات سهل چه عشرت کند کسی؟
۸پیر مغان اگر ندهد رخصت شراب
صائب چگونه رفع کدورت کند کسی؟
۹