ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
دیوانه را به حلقه طفلان چه می بری؟
۱چون شکر این فشار که من خورده ام بس است
بار دگر مرا به نیستان چه می بری؟
۲دلهای بی غمان چمن می شود کباب
این بی دماغ را به گلستان چه می بری؟
۳چون اشک می دود به رخ شمع، بی حجاب
پروانه مرا به شبستان چه می بری؟
۴از عشق، بدعت است تمنای خونبها
ای خودفروش عرض شهیدان چه می بری
۵از دست رعشه دار گشادی نمی شود
دیوان دل به زلف پریشان چه می بری؟
۶این دزدها تمام شریکند با عسس
پیش فلک شکایت دونان چه می بری؟
۷شیر روان ز مایه زمین گیر می شود
هشیار را به مجلس مستان چه می بری؟
۸دل را به خاکبازی طفلانه باختی
از شهر ارمغان به بیابان چه می بری؟
۹صائب وداع بخت سیه کار خویش کن
این سرمه را به خاک صفاهان چه می بری؟
۱۰