پنهان رخ چو ماه برای چه می کنی؟
خون در دل نگاه برای چه می کنی؟
۱ابرام در شکستن دلهای بیگناه
ای ترک کج کلاه برای چه می کنی؟
۲بگذر ز کاوش دل ما خون گرفتگان
در بحر خون، شناه برای چه می کنی؟
۳با چهره ای که آب کند آفتاب را
اندیشه از نگاه برای چه می کنی؟
۴بهر خراب کردن ما جلوه ای بس است
صد جلوه سر به راه برای چه می کنی؟
۵ای برق جلوه ای که دو عالم کباب توست
سر در سر گیاه برای چه می کنی؟
۶تسخیر ملک دل به نگاهی میسرست
جمعیت سپاه برای چه می کنی؟
۷چون بی گناه کشتن عاشق گناه نیست
عذر مرا گناه برای چه می کنی؟
۸رخسار همچو روز ترا زلف شب بس است
روز مرا سیاه برای چه می کنی؟
۹صائب چو رحم در دل سنگین یار نیست
سامان اشک و آه برای چه می کنی؟
۱۰