غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی

بازیچه ای است عشرت از رهگذار طفلی

۱

شیرافکنان غم را در چشم خاک ریزد

بر هر طرف که تازد دامن سوار طفلی

۲

در عالم مکافات هرباده را خماری است

تلخی زندگانی باشد خمار طفلی

۳

در برگریز پیری شد رخنه های آفت

هر خنده ای که کردیم در نوبهار طفلی

۴

خطی کشید بر خاک گردون کینه پرور

هر جلوه ای که کردیم در روزگار طفلی

۵

شد از فشار گردون موی سفید و سرزد

شیری که خورده بودیم در روزگار طفلی

۶

هر چند گرد پیری بر رخ نشست ما را

مشغول خاکبازی است دل بر قرار طفلی

۷

شد عمر و خارخارش در دل هنوز باقی است

هر چند بوده ده روز صائب بهار طفلی

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: طفلیقافیه: ـار۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. طفلیطفلی
  2. ریزدطفلی
  3. استطفلی
  4. آفتطفلی
  5. پرورطفلی
  6. سرزدطفلی
  7. راطفلی
  8. استطفلی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.