غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۹۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

مرکز عیش است آن دهان که تو داری

عمر دوباره است آن لبان که تو داری

۱

از دل یاقوت آه سرد برآرد

این لب لعل گهرفشان که تو داری

۲

خانه صبر مرا به آب رساند

این گل روی عرق فشان که تو داری

۳

گرد برآرد ز شیشه خانه دلها

این دل سنگین بی امان که تو داری

۴

چشم تماشاییان چو حلقه رباید

این قد و بالای چون سنان که تو داری

۵

حلقه کند زود نام شهرت یاقوت

گرد لب آن خط دلستان که تو داری

۶

نقطه موهوم را دو نیم نماید

در دهن تنگ آن زبان که تو داری

۷

پنجه خورشید را چو موم گدازد

این نگه آتشین عنان که تو داری

۸

در جگر زهد خشک شیشه شکسته است

این لب میگون می چکان که تو داری

۹

هیچ کس از هیچ، هیچ چیز نخواهد

ایمنی از بوسه زان دهان که تو داری!

۱۰

چین جبینی بس است کشتن ما را

تیر نمی خواهد این کمان که تو داری

۱۱

صائب مسکین کناره کرد ز عالم

تا به کنار آرد آن میان که تو داری

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که تو داریقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که تو داری» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. داریداری
  2. برآردداری
  3. رساندداری
  4. دلهاداری
  5. ربایدداری
  6. یاقوتداری
  7. نمایدداری
  8. گدازدداری
  9. استداری
  10. نخواهدداری
  11. راداری
  12. عالمداری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.