روی تو سوخته است دل لاله زار را
در غنچه کرده است حصاری بهار را
۱برده است جستجوی تو آرامش از جهان
از کبک پای کم نبود کوهسار را
۲ظلم است شستن آیه رحمت به آب تیغ
متراش زینهار خط مشکبار را
۳شب زنده دار باش که خورشید می دهد
در دیده جای، شبنم شب زنده دار را
۴روزی طلب به تیغ زبان کن که نیش برق
گوهر فشان کند رگ ابر بهار را
۵از قرب اهل حال شود چوب خشک سبز
منصور می کند شجر طور دار را
۶غیرت به سوز عاریتی تن نمی دهد
جوهر برآورد ز دل آتش چنار را
۷دور از گهر غبار یتیمی نمی شود
نتوان ز یاد برد من خاکسار را
۸دشنام تلخ صائب ازان لب مرا بس است
حاجت به نقل نیست می خوشگوار را
۹