بخش
مطالع صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۵۱۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۵۱۷
- صفحه
- ۳۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۴۱شمارهٔ ۲۴۱گفتی نمی توان ز لب دلستان گذشتگر بگذری ز وادی جان می توان گذشتخواندن شعر ‹
- ۲۴۲شمارهٔ ۲۴۲از داغ تازگی جگر پاره پاره یافتاز آفتاب، صبح حیات دوباره یافتخواندن شعر ‹
- ۲۴۳شمارهٔ ۲۴۳از روی عرقناک تو خورشید کباب استآتش ز تماشای تو یک چشم پر آب استخواندن شعر ‹
- ۲۴۴شمارهٔ ۲۴۴از پرده شرم تو دلم داغ و کباب استبر روی شکر گر همه شیرست نقاب استخواندن شعر ‹
- ۲۴۵شمارهٔ ۲۴۵تنها نه همین با تو مرا روی نیازستهر کس که ترا دیده به من بر سر نازستخواندن شعر ‹
- ۲۴۶شمارهٔ ۲۴۶صد در صد آفاق، بیابان جنون استکی عقل تنک مایه به سامان جنون است؟خواندن شعر ‹
- ۲۴۷شمارهٔ ۲۴۷دایم دلم از دخل نفهمیده غمین استدخلی که مرا هست درین شهر، همین استخواندن شعر ‹
- ۲۴۸شمارهٔ ۲۴۸با عشق تو اندیشه کونین گناه استعشاق ترا ترک دو عالم دو گواه استخواندن شعر ‹
- ۲۴۹شمارهٔ ۲۴۹هر قطره شبنم به چمن دانه ذکری استهر غنچه درین باغ سرزانوی فکری استخواندن شعر ‹
- ۲۵۰شمارهٔ ۲۵۰هر داغ درین لاله ستان خیمه لیلی استهر خار بنی پنجره شمع تجلی استخواندن شعر ‹
- ۲۵۱شمارهٔ ۲۵۱از رفتن گل صحن چمن نوحه سرایی استهر برگ خزان آینه مرگ نمایی استخواندن شعر ‹
- ۲۵۲شمارهٔ ۲۵۲با خوی سرکش او آتش سخن پذیرستبا خط تازه او ریحان سیاه پیرستخواندن شعر ‹
- ۲۵۳شمارهٔ ۲۵۳رنگ شراب دارد یاقوت درفشانتبوی امیدواری می آید از دهانتخواندن شعر ‹
- ۲۵۵شمارهٔ ۲۵۵تواضع خصم بالادست را بی زور می سازدبه خم گردیدن از خود سیل را پل دور می سازدخواندن شعر ‹
- ۲۵۶شمارهٔ ۲۵۶دلم چون برگ بید از حرف بی هنگام می لرزدچو عقل طفل بیند بر کنار بام، می لرزدخواندن شعر ‹
- ۲۵۷شمارهٔ ۲۵۷تبسم کن که جان باده لعلی قبا سوزدز آب آتشین خویشتن یاقوت وا سوزدخواندن شعر ‹
