بخش
مطالع صائب
این بخش از «دیوان اشعار» صائب است و ۵۱۷ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۵۱۷
- صفحه
- ۳۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۸۶شمارهٔ ۳۸۶ز شعر خویش نتوان فیض شعر دیگران بردنتمتع بیش از فرزند مردم می توان بردنخواندن شعر ‹
- ۳۸۷شمارهٔ ۳۸۷ز شرم افزون توان گل از عذار دلستان چیدنخوشا باغی که گل از باغبانش میتوان چیدنخواندن شعر ‹
- ۳۸۸شمارهٔ ۳۸۸ازان خرسند گردیدم ز دیدن ها به نادیدنکه دیدن های رسمی نیست جز تکلیف وا دیدنخواندن شعر ‹
- ۳۸۹شمارهٔ ۳۸۹ز اهل عقل همواری به مجنونان فزون تر کنبه ترخانان درگاه الهی با ادب سر کنخواندن شعر ‹
- ۳۹۰شمارهٔ ۳۹۰جوانی برد با خود آنچه می آمد به کار از منخس و خاری به جا مانده است از چندین بهار از منخواندن شعر ‹
- ۳۹۱شمارهٔ ۳۹۱نباشد در مقام دلبری نازک نهال منز تمکین ذوق گل چیدن ندارد خردسال منخواندن شعر ‹
- ۳۹۲شمارهٔ ۳۹۲ندارد حاجت تکرار گفتار تمام منکه پیش از گوش در دل نقش می بندد کلام منخواندن شعر ‹
- ۳۹۳شمارهٔ ۳۹۳به پرگار از توکل شد چنان برگ و نوای منکه از خود آب چون دندان برآرد آسیای منخواندن شعر ‹
- ۳۹۴شمارهٔ ۳۹۴تا سر خود به گریبان نتوانی بردنگوی توفیق ز میدان نتوانی بردنخواندن شعر ‹
- ۳۹۵شمارهٔ ۳۹۵می گشاید ز خموشان دل بی کینه منلب خاموش بود صیقل آیینه منخواندن شعر ‹
- ۳۹۶شمارهٔ ۳۹۶اگر عزیز توان شد به آبروی کساننماز نیز قبول است با وضوی کسانخواندن شعر ‹
- ۳۹۷شمارهٔ ۳۹۷توان به خامشی از عمر کام دل بردندراز می شود این رشته از گره خوردنخواندن شعر ‹
- ۳۹۸شمارهٔ ۳۹۸به طوق غبغب سیمین او نظر واکنهلال ماه در آغوش را تماشا کنخواندن شعر ‹
- ۳۹۹شمارهٔ ۳۹۹عرق به چهره اش از تاب می نشسته ببینبه روی آینه عقد گهر گسسته ببینخواندن شعر ‹
- ۴۰۰شمارهٔ ۴۰۰از توست آنچه می دهی آن را به دیگراناز دیگری است هر چه گره می زنی بر آنخواندن شعر ‹
- ۴۰۱شمارهٔ ۴۰۱ز احسان بنای دولت خود باثبات کندست گشاده را سپر حادثات کنخواندن شعر ‹
